العلامة المجلسي
929
حياة القلوب ( فارسي )
گفت : قيام به حقّ نعمت تو مرا فقير گردانيده است . فرمود : چرا تو را چنين در تذلّل وشكستگى مىبينم ؟ گفت : آن عظمت وجلال تو كه به وصف در نمىآيد مرا نزد تو ذليل گردانيده است وسزاوار است شكستگى نزد تو اى سيّد وآقاى من . حق تعالى فرمود : پس مژده باد تو را به فضل وزيادتى از جانب من ، چون به نزد من آيى از براي تو مهيّا است آنچه خواهى ، با مردم مخلوط باش وبه طريقهء ايشان با ايشان سلوك نما امّا از اعمال بد ايشان اجتناب كن تا بيابى آنچه مىخواهى از من در روز قيامت . در حديث معتبر ديگر فرمود كه حق تعالى به داود عليه السّلام وحى نمود : اى داود ! به من شاد باش وبس ، وبه ياد من لذت بياب ، وبه راز گفتن با من تنعّم كن كه بزودى خالى مىكنم خانهء دنيا را از فاسقان ولعنت خود را مقرر مىگردانم بر ستمكاران « 1 » . در حديث معتبر ديگر فرمود كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم فرمود كه : خداوند عالميان وحى نمود بسوى داود عليه السّلام كه : اى داود ! چنانچه آفتاب تنگ نيست بر هر كه در پرتو آن بنشيند ، همچنين رحمت من تنگ نيست بر هر كه داخل رحمت من شود ، وهمچنان كه طيره وفال بد ضرر نمىرساند كسى را كه از آن پروا نكند همچنين نجات نمىيابند از فتنه وبليّه آنها كه تطيّر به فال بد مىكنند ، وچنانكه نزديكترين مردم بسوى من در روز قيامت تواضعكنندگانند همچنين دورترين مردم از من در روز قيامت متكبّرانند « 2 » . در چند حديث حسن ومعتبر از آن حضرت منقول است كه حق تعالى وحى نمود بسوى داود عليه السّلام : بدرستى كه بندهاى از بندگان من حسنهاى بسوى من مىآورد وبهشت خود را بر أو مباح مىگردانم . داود عليه السّلام گفت : پروردگارا ! آن حسنه كدام است .
--> ( 1 ) . امالى شيخ صدوق 164 ؛ قصص الأنبياء راوندى 199 . ( 2 ) . امالى شيخ صدوق 251 .